خیلی دوسش دارم خیلی بیش از حد اما اصلا دلم نمی خواد علاقم به این اندازه باشه خودمم دیگه کلافه شدم به خاطر این موضوع از خیلی چیزا تو زندگیم گذشتم همش از روی احساسم خوب و رضایت بخش ولی منطقیش اصلا درست نیست و باعث سرزنش خودم و اطرافیانم شده اگه بتونم کمی بی خیال این قضییه بشم واسه همیشه از همه می کنم و میرم خیلی خسته ام خیلی هیچ انگیزه ای تو زندگیم ندارم شاید تنها کسی که به خاطرش دارم زندگی میکنم اونه هیچ چیز و هیچ کسی نسیت
اووووووووووووه الان ممول شاکی شاکی خودشم می دونه چقدر برام عزیزه اما مشکل خیلی داریم
خدایا کمکم کن کم آوردم
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم بدانند که بودیم
از بوی جنازه خودم متنفرم از رنگ جنازه ام بیزارم . خانه ام تنگ است و دنیایم بزرگ . آرزو هایم زیباست ولی محال ....
پروانه امیدم دور شعله نا امیدی سوخت . من در دنیای نا امیدی دنیا آمدم و در عالم نفرت ، جدایی یاد گرفتم ، گریستن آموختم و خندیدن از یاد بردم . همه چیز دارم و هیچ ندارم. نه دلی ، نه امیدی ، نه ...
مرده ام ، نعشم بو گرفته اما هیچ کس نمی داند که من مرده ام و اصلاً اینگونه مردن چیست ؟!!!
فقط مختص دیوانگانی چون من است . من مرده ام اما جنازه ام را کسی بر نمی دارد . گورم سرد است و تنم داغ از محبت تو .... ای کاش قلمی بود و ورقی تا بنویسم آخرین برگ زندگی ام را !!!
خوب چند می فروشی هر چند هست قبوله . می خرم به خدا . ![]()
(نامرد اگه بدونی ... اگه بدونی ....!!!! باز خدا رو شکر اینجا هست . امیدوارم زودی بیای اینو بخونی . بخونی و دست از گرون فروشی برداری به خدا آخر و عاقبت نداره . بسه ... چی رو می خوای ثابت کنی ؟؟!! )
هر چند با خودم قرار گذاشته بودم تا زنگ نزنی نمی زنگم ولی .... ولی دیگه نمی تونم دوام بیارم .... ! شاید امروز یه زنگی زدم و همه این گلگی ها رو به خودت کردم
من ...
خدایا دیگه از این همه ضد حالایی که می زنی خستم کردی. هر چقدر قانع می شیم بدتر بلا سرمون میاری . من آخرم نفهمیدم چی هستی ، کی هستی ، چه جوری ای؟ گیج شدم . بدجور ازت دلخورم. زورتو فقط به بدبخت بیچاره ها نشون می دی ؟ چون پر توقع نشدیم . دیگه حالم از این زندگی سرتا پا استرس بهم می خوره . نمی دونمم بمیرم وضعیتم از این بدتر می شه یا بهتر . ولی دیگه این دنیا تو ، این زندگی تو نمی خوام . بدنیا اومدنم که خواست خودم نبود، لااقل مردنم که می تونه خواست خودم باشه . نیومدم که مثل آدم کودکی هر جور که دوست داری برات برقصم . پس خودم چی ؟؟؟
چه چیزای کوچیکی می خوام و چه چیزای بزرگی ازم می گیری . دیوونم کردی ، گیجم کردی .
بازم مثل همیشه بعد اون همه قسم به کسانی که برات عزیزن مثل همیشه می گم جون بچت راحتم کن . نجاتم بده . به خودت قسم دیگه کم آوردم خسته شدم . آخه پدر من منم آدمم منم دل دارم ، آخه چرا باهام اینقدر نا مهربون شدی ؟؟؟!
هر چقدر بهت نزدیکتر می شم تو بیشتر ...
باشه خیالی نیست . خوب خدایی دیگه ، می تونی !!!
اما این رسمش نبود.
کاش می شد این نامه رو با پست پیشتاز برات می فرستادم ، که اگه یه وقت ، وقت کردی یه نگاه بهش می زدی شایدم یه جوابی من می گرفتم .
شاید ، شاید ... !!!
حرف رفتنت که می شه
دلم انگار می شه پر پر
نمی خوام بیاد شبی که
واسه ما شه شب آخر
کاش می شد اینو بفهمی
که برام چقدر عزیزی
وقت رفتنت یه دنیا
تو دلم غصه می ریزی!!!